آخرین اخبار
«مهدیاران؛ روایت جوان‌هایی که امید را بسته‌بندی کردند و به دورترین روستاها رساندند

از یک کانون کوچک تا گروهی ملی؛ مسیری که با شوق جوان‌ها آغاز شد

گروه جهادی ـ خیریه «مهدیاران» امروز در خراسان‌جنوبی نامی آشناست؛ اما قصه‌اش از روزهایی شروع می‌شود که چند جوان گمنام، تنها با شوق خدمت، پا در روستاهایی گذاشتند که حتی برقِ امید هم در آنها کم‌سو بود. حجت کفاشی، مرد آرام این روایت، از سال‌هایی می‌گوید که خدمت برایشان نه برنامه، که «سبک زندگی» شد.
اشتراک گذاری
05 آذر 1404
21 بازدید
نویسنده : فاطمه مرادی
کد مطلب : 2835

به گزارش کاج‌نیوز، داستان «مهدیاران» از همان شب‌های بارانی و روزهای آفتابی آغاز می‌شود؛ روزهایی که چند جوان بی‌هیاهو، کوله‌هایشان را بستند و راهی روستاهای دوردست شدند. حجت کفاشی، که امروز نامش با این گروه گره خورده، وقتی به گذشته برمی‌گردد، لبخندی آرام می‌زند؛ لبخندی که او را به سال ۹۲ می‌برد؛ روزهایی که هنوز کسی نام «مهدیاران» را نشنیده بود.
او می‌گوید: «همه‌چیز از یک کانون فرهنگی–تبلیغی شروع شد. چند جوان بودیم با دل‌هایی که می‌خواست کاری بکند. سال ۹۴ مسیرمان کم‌کم رنگ جهادی گرفت و دیگر نتوانستیم از مردم جدا شویم.»
مسیرشان اما طولانی‌تر شد. در سال‌های ۹۶ و ۹۷ بارها برای ثبت رسمی رفت‌وآمد کردند؛ حرکتی که ابتدا با عنوان «سیل بصیر سازندگی» شناخته شد و بعدها زیر نظر کمیته امداد رنگ رسمی و خیریه‌ای گرفت.
اما نقطه عطف این قصه، سال ۹۹ بود؛ سالی که نام «مهدیاران» میان بیش از ۸۵ تا ۹۰ گروه جهادی کشور در مسابقه ملی ستاد اجرایی فرمان امام(ره) به‌عنوان «گروه برتر» اعلام شد؛ لحظه‌ای که به‌گفته کفاشی «تمام سختی‌ها از سیل سیستان‌وبلوچستان تا گلستان از جلوی چشمم رد شد و فهمیدم ارزشش را داشت.»
خدمت‌هایی که فصل نمی‌شناسد
مهدیاران، امروز فقط یک گروه جهادی نیست؛ بلکه مجموعه‌ای است از رزمایش‌های فصلی، سبدهای غذایی پی‌درپی، پویش‌های لباس گرم زمستانی، بسته‌های یلدایی و برنامه‌هایی که پا‌به‌پای نیاز مردم پیش می‌رود.
کفاشی با لحنی آرام اما پرشور از جشن‌های کودکان یتیم می‌گوید: «پارسال در طبسین نهبندان میزبان ۱۳۲ کودک یتیم بودیم… یک شب پر از شادی. سال قبلش شاهرخت بود، قبل‌تر مناطق مرزی. این جشن‌ها از بهترین لحظه‌های زندگی ماست.»
شوق در کلامش وقتی بیشتر می‌شود که از جشن ازدواج ۴ زوج نیازمند اسم می‌برد؛ جشنی که به همت مهدیاران و با همکاری کمیته امداد امام خمینی(ره) برگزار شد و شبی به‌یادماندنی را ساخت. از تأمین ۱۵ سری جهیزیه کامل برای زوج‌های توانخواه بهزیستی و ۵ سری جهیزیه برای زوج‌های مناطق مرزی هم با لبخند سخن می‌گوید.
اردوهایی که فقط امدادی نبودند
ورق خاطراتش که ورق می‌خورد، حرف از اردوهای متفاوت زده می‌شود؛ از اردوهای آرایش و پیرایش پس از کرونا با ۱۵–۱۶ آرایشگر در روستاهای اطراف بیرجند تا فعالیت‌های ورزشی از فوتسال تا بازی‌های محلی. کارهایی که کمتر گروهی تجربه‌اش کرده است.
اما بخشی که کفاشی با جدیت بیشتری از آن می‌گوید، «جهاد تبیین» است:
«از یک سال و نیم پیش جلسات پرسش و پاسخ را برای نسل Z و Alpha شروع کردیم. نه سخنرانی خشک، نه بالای منبر. نشستیم و حرف زدیم؛ از ذهنیت‌ها و دغدغه‌ها. باور داریم گره‌های ذهنی را باید با گفت‌وگو باز کرد.»
خبر جدید برای آذرماه
روایت که به امروز می‌رسد، یک خبر تازه نیز دارد:
«در حال آماده‌سازی اردوی بزرگ ۱۳ و ۱۴ آذرماه در نهبندان هستیم؛ شامل خدمات پزشکی، دندانپزشکی، فرهنگی، مشاوره خانواده و کودک، برنامه‌های ورزشی و طبخ غذای گرم.»
جوان‌هایی که امید را زنده نگه می‌دارند
وقتی از نیروهای گروه می‌پرسم، لبخندش تکرار می‌شود:
«بچه‌های دهه ۶۰، ۷۰ و ۸۰ هستند… جوان‌هایی که فقط آمده‌اند گره‌ای از کار مردم باز کنند. همین‌ها امید آینده‌اند.»
و این‌گونه روایت حجت کفاشی به پایان می‌رسد؛ اما قصه «مهدیاران» همچنان ادامه دارد؛ قصه‌ای که با هر فصل، هر اردو و هر لبخند تازه‌ای ورق می‌خورد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.