فرشتگان سپیدپوشِ شکیبایی؛ نبض تپنده امید در بطن طوفانهای رنج
به نام آنان که پرستارِ دردهایند
در تقویم این سرزمین، روزی هست که نامش با عطر یاس سپید و بوی ضدعفونیکنندهی راهروهای بیمارستان گره خورده است: روز پرستار. این روز، پنجم جمادیالاول، زادروز بانویی است که نامش با واژهی پرستاری پیوندی جاودان یافته؛ حضرت زینب کبری (س)، دختر علی (ع) و فاطمه (س)، همان بانویی که در سختترین شب تاریخ، پرستارِ بیماران و کودکانِ کاروان اسرا بود و با صبری عاشقانه، معنای ازخودگذشتگی را برای همیشه در حافظهی بشریت ثبت کرد.

انتخاب این روز برای بزرگداشت پرستاران، تصادفی نیست. در ایران، زادروز حضرت زینب (س) روزِ پرستار نامیده شده است؛ زیرا آن حضرت پس از عاشورا، بدون هیچ چشمداشتی، به مراقبت از زخمیان، بیماران و کودکانِ کاروان پرداخت و در برابر مصائب طاقتفرسا ایستادگی کرد. امروز، جانشینانِ معنوی آن بانوی بزرگ، همان سپیدپوشانی هستند که در سکوت شبها و جنجال روزها، بالای سر بیماران میایستند و با دستانی خسته اما دلانی سرشار از مهر، مرز میان یأس و امید را جابهجا میکنند.
این سرمقاله، قدردانی است از قشری که کمترین سخن را میگوید و بیشترین خدمت را میکند؛ قشری که وجودش را وقف آرامش دیگران کرده و در کوران سختترین شرایط، همچون چراغی روشن، در بیمارستانهای این مرز و بوم میدرخشد.
زینب کبری (س)؛ پرستار کاروان کربلا
حضرت زینب کبری (س) در پنجم جمادیالاول سال پنجم یا ششم هجری در مدینه چشم به جهان گشود. خانهی پدر و مادرش، خانهی وحی و ولایت بود و او در محیطی سرشار از عشق و معنویت، با برادرانش امام حسن (ع) و امام حسین (ع) رشد یافت. از کودکی به بردباری، خردمندی و شجاعت شهرت داشت و همان ویژگیها بود که بعدها، در سختترین واقعهی تاریخ اسلام، او را به ستونی بیبدیل بدل کرد.
اما وجه شبیه آن حضرت به پرستاران، در شبهای سخت پس از عاشورا آشکار شد. در کربلا، پیامبرِ غریبی که در آغوش کشید؛ اُمّ کلثوم و فاطمه و سکینه و فرزندان یتیم و زنانِ بیپناهِ کاروان را در بر گرفت و در آن شبهای تاریک، پرستارِ جانها و جسمهای زخمخورده بود. در کوفه و شام، آنجا که ستمگران پنداشتند اسارت، سرنوشت اوست، با خطبههای آتشین خویش از حقانیت حسین (ع) دفاع کرد و پیام عشق و عدالت را به گوش جهانیان رساند.
او درست در همان روزها، در دلِ خرابهها و بر بسترِ بیماران و مجروحانِ کاروان، معنای واقعی «پرستاری» را نمایش داد: مراقبت بیمنت از دیگران، صبر در برابر مصیبت، حفظ آرامشِ اطرافیان در سختترین لحظات و ایثار بیچشمداشت. حضرت زینب (س) نشان داد که پرستاری تنها یک شغل نیست؛ مکتبی است از مهر، صبر و بندگی خدا. به همین سبب است که در ایران، زادروز این بانوی بزرگ، روز پرستار نامیده شده و پرستاران سپیدپوش، جانشینانِ آن «اُمّ مصائب» به شمار میآیند.
سختیهای کار پرستار؛ جهادی سفیدپوش
سختیهای کار پرستار، در گزارشها نمیگنجد؛ در نفسهای حبسشدهی شبکاریها میگنجد. پرستار کسی است که وقتی شهر خواب است، او بیدار است؛ وقتی خانه گرم و چراغ روشن است، او در راهروهایی سرد و بیرحمِ بیمارستان میکشد. شیفتهای شبانهی پشتسرهم، کمخوابی مزمن، خستگی انباشتهشده در مفاصل، و ایستادنهای چندساعته بالای سر بیمار، فقط شقّی از بار این حرفه است.
اما فشار جسمی، همهی ماجرا نیست. پرستار با مواجههی روزمره با درد، رنج و مرگ زندگی میکند؛ با چشمانی که آخرین چیزی که میبینند، دستِ اوست؛ با خانوادههایی که خبرهای سخت را از زبان او میشنوند؛ و با لحظاتی که باید قوی باشد تا بتواند امید را در چشمان بیمار زنده نگه دارد. او باید هم رباطِ خویشتندارِ رویههای درمانی باشد و هم مادرِ مهربانِ بیمار؛ هم مواظب هر دقیقهی نشانههای حیاتی باشد و هم دلداریِ گیرِ اضطرابِ بستگان. این دوگانگی، بارِ عاطفی سنگینی است که کمتر حرفهای تحمل میکند.
و در این میان، کمترینها نصیب اوست: حقوقی که با هزینهی زندگی جور نیست، نیروی انسانی ناکافی که بارِ چند بیمار را بر شانههای یک نفر مینهد، خطر عفونت و آسیبهای شغلی، و گاه حتی ستمِ خشونتهای لفظی و بدنیِ بیماران و همراهانِ بیتاب. با این حال، پرستار لبخند را کنار نمیگذارد؛ زیرا میداند لبخندش، همان دارویی است که در هیچ آمپولی ریخته نمیشود. او همچون حضرت زینب (س)، در دلِ خستگی، امید میوزد و در برابر سختی، صبورانه میایستد.
خدمتی که به جامعه میکنند؛ دستهایی که جان میبخشند
نظام سلامتِ هر کشور، بیپرستاران چون ساختمانی بیستون است. هر جراحی که موفق میشود، هر بیمارستان که صبح تا شب نفس میکشد، هر واحد مراقبتهای ویژه که جانها را از مرگ بازمیگرداند، بر شانههای پرستاران استوار است. پرستار، نخستین دیدار و آخرین مراقبتِ بیمار است؛ حلقهی اتصالِ پزشک و بیمار، خانواده و تیم درمان؛ و ناظری که کوچکترین تغییر در وضع بیمار را پیش از همه درمییابد.
از روزی که شیوع بیماریهای همهگیر، دوباره نام پرستاران را بر لبها نشاند، جامعه با معنای عمیقتری از فداکاریِ این قشر آشنا شد. آن روزها که پیداکردن داوطلب برای حضور در بیمارستانها دشوار بود، پرستاران با پوشیدن لباسهای محافظ، ساعتها بیآب و غذا، بیرحمِ خود و امنیتِ خانوادهی خویش، به سنگر ایستادگی پایفشردند. بسیاری از آنان، جانِ خود را در این راه تقدیم کردند و نامشان به یادگار ماند.
اما خدمتِ پرستاران، فقط به مراقبت از بیمار خلاصه نمیشود: آموزش سلامت به خانوادهها، مراقبت از سالمندان و کودکان، آرامسازی بیمارانِ روحی و روانی، حمایت از معلولان و یاری به زخمخوردگانِ حوادث و بلایای طبیعی، همه بخشی از نقش این فرشتگانِ زمینی است. جامعهای که پرستار دارد، یعنی کسی است که در سختترین ساعات، دستی برای گرفتنش و نسیمِ امیدی برای نفسکشیدن خواهد داشت. این خدمتِ بینظیر، هرگز با هیچ هدیهای جبران نمیشود؛ ولی جا دارد که با تقدیر، حمایت، بهبود شرایط کاری و ارجگذاریِ درخور، به آن پاسخ دهیم.
سخن پایانی؛ قدردانی درخور پرستاران
در خجسته روز پنجم جمادیالاول، روزِ میلاد بانویی که پرستاری از بیماران و کودکانِ کاروانِ اسارت بر دوش گرفت و با صبر و کلامِ قوی، نامش را در صدرِ اسوههای ایثار ثبت کرد، بر خود لازم میدانیم به همهی پرستاران ایران زمین، این جانشینانِ معنوی حضرت زینب (س)، ادای احترام کنیم.
روز پرستار، فرصتی است برای گفتنِ این حقیقت ساده اما بهجایگاه: اینکه سپیدپوشانِ ما بیش از آنکه تقدیرِ ما را بخواهند، شایستهی حمایت و ارجگذاریِ واقعیاند؛ از شرایط کاری بهتر تا بهرهمندی از حقوق عادلانه و آرامشِ خاطرِ خانوادهشان. تا وقتی که جامعهای پرستار دارد، امید نخواهد مُرد؛ زیرا جایی که درد است، پرستار هست؛ و جایی که پرستار هست، معجزهی مهر هرگز از یاد نمیرود.
روز پرستار بر همهی شما فرشتگانِ سپیدپوش مبارک باد؛ شما که امید را در چشمانِ بیماران زنده نگه میدارید و نام حضرت زینب (س) را با عملِ خویش، هر روز زنده میکنید
خبرگزاری کاج نیوز، فرارسیدن این روز مبارک را به تمامی پرستاران شریف، سپیدجامگان بیادعا و مدافعان بیبدیل سلامت در سراسر میهن عزیزمان شادباش میگوید. نامتان مانا، دستان شفابخشتان پرتوان و قامت استوارتان همواره برقرار باد.
این مطلب بدون برچسب می باشد.








دیدگاهتان را بنویسید